|
استاد گلپا با بزرگان فوتبال انگلیس و منچستریونایتد
عکسی را که مشاهده میکنید جدیدترین عکس از استاد گلپاست که در لندن گرفته شده است.در این عکس استاد گلپا را به همراه تنی چند از بزرگان فوتبال انگلیس یعنی:پل اسکولز-ریو فردیناند و گری نویل میبینید.خانم گلرخ گرایلی(همسر محترم استاد گلپا) و استاد هوشنگ ظریف و اقای جمشید رضائی(از شاگردان استاد گلپایگانی) هم در عکس حضور دارند.لازم به ذکر است که اقای رضایی قبلا از سوابق هنری استاد گلپا برای این بزرگان فوتبال گفته و چند اواز از استاد را نیز به انها اهدا کرده است و انها بعد از شنیدن بسیار اظهار علاقه مندی کرده اند. با تشکر از اقای جمشید رضائی به خاطر فرستادن عکس ها... روزنامه اعتماد ملی:گلپا در کنار منچستری ها عکس استاد با بازیکنان منچستر را چند روز ژیش به دوست عزیز و خبرنگارم ارش نصیری فرستادم و ایشان نیز محبت کرده و عکس را با مطلب قشنگی که خودشان کار کردند در روزنامه پنجشنبه اعتماد ملی به چاپ رساندند.مطلب روزنامه را در لینک زیر می توانید بخوانید: روزنامه اعتماد ملی:گلپا در کنار منچستری ها نود و دومین شماره هفته نامه پرشین با مطلبی از استاد گلپا منتشر شد هفته نامه پرشین با مطالبی درباره بزرگداشت گلهای جاویدان همچنین گزارش کنسرت استاد گلپا در لندن منتشر شد. برای خواندن مطالب جالب هفته نامه روی لینک ز یر کلیک نمایید:
به مناسبت کنسرت در لندن اکبر گلپايگاني، سبک ويژهاي در آواز به وجود آورد و عرضه کرد که پيش از او هرگز سابقه نداشته و حتي تاکنون نيز گرچه برخي از خوانندگان کوشيدهاند سبک او را اجرا کنند، امّا کمتر موفقيتي نصيبشان شده است. سبک گلپا سبکي سهل و ممتنع است که اجراي آن براي هرکسي مقدور نيست. او لحن ويژهاي را وارد آواز ايراني کرد، لحني پرسوز که از اعماق جان بر ميخيزد و بر جانها و دلها زخمه ميزند. لحني که در عين حال که پرسوز است، نشاطي عارفانه در دل بر ميانگيزد...
به مناسبت برپايي کنسرت در لندن عصر يکشنبه 6 ارديبهشت - 26 آوريل- کنسرت اکبر گلپا خواننده نامدار و صاحب سبک ايران به همراهي هوشنگ ظريف، نوازنده برجسته تار همراه با هنرمندان ديگر در لندن برپا خواهد شد. اين برنامه يکي از سلسله برنامههايي است که بنياد فرهنگي و هنري توس برگذار ميکند. اکبر گلپايگاني «گلپا» مشهورتر و معروفتر از آن است که نياز به معرفي داشته باشد. اين استاد مسلم آواز ايراني که سبکي تازه را در آواز ايجاد کرد، نزديک به پنج دهه در عرصه موسيقي فعاليت داشته و دست کم سه نسل از ايرانيان با آوازها و ترانههاي او زندگي کردهاند، عشق را شناختهاند، خاطرات تلخ و شيرين زندگي را با آوازهاي او در لوح جان نقش زدهاند، و همچنان نه تنها سالخوردگان که جوانان نسل امروز نيز با آوازها و ترانههاي دلنشين گلپا، لحظههاي ملکوتي را در دفتر زندگي ثبت ميکنند. گلپا که در خانوادهاي هنرپرور به دنيا آمده بود در نوجواني اصول اوليه آواز را نزد پدرش که با دستگاههاي موسيقي ايران آشنا بود آموخت. وي صدايي بسيار لطيف و دلشنين داشت که در عين حال از وسعتي شگرف برخوردار بود. او پس از آموزشهاي اوليه نزد پدر، محضر استاد مسلم آواز نورعلي خان برومند را درک کرد و رديفهاي آوازي را فراگرفت و در سنين جواني، از نظر آواز به پختگي رسيد. از اساتيدي که بعد از آن در کار گلپا اثر گذاشت و خود نيز بر آن تاکيد ميکند، زنده ياد اديب خوانساري است که به نوبه خود سبکي ويژه در خوانندگي داشت. بسياري از اهل موسيقي بر اين عقيدهاند که سبک گلپا در کار خوانندگي همان سبک اديب خوانساري است. بيترديد شيوه اديب خوانساري در شکلگيري سبک آواز گلپا بيتأثير نبوده است، ولي در حقيقت اکبر گلپايگاني، سبک ويژهاي در آواز به وجود آورد و عرضه کرد که پيش از او هرگز سابقه نداشته و حتي تاکنون نيز گرچه برخي از خوانندگان کوشيدهاند سبک او را اجرا کنند، امّا کمتر موفقيتي نصيبشان شده است. سبک گلپا سبکي سهل و ممتنع است که اجراي آن براي هرکسي مقدور نيست. او لحن ويژهاي را وارد آواز ايراني کرد، لحني پرسوز که از اعماق جان بر ميخيزد و بر جانها و دلها زخمه ميزند. لحني که در عين حال که پرسوز است، نشاطي عارفانه در دل بر ميانگيزد. مانند خود عشق است. «نشاطانگيز و ماتم زايي اي عشق ـ عجب رسوا کن و رسوايي اي عشق». علاوه بر اين لحن ويژه، لطافت و قدرتي مانند صداي گلپا، و تسلطي کامل بر گوشهها و رديفها لازم است تا کسي بتواند اين سبک را به درستي اجرا کند. امّا گذشته از اين، يک برجستگي ويژه اکبر گلپايگاني، تنوعي است که در آواز به کار ميبرد که اين تنوع را تنها در اساتيد بزرگي مانند بنان و فاختهاي و نيز خانم مرضيه بانوي بزرگ آواز ايران با آن صداي جادويياش ميتوان ديد. اين تنوع و گونه گوني موجب شده است که به عکس خوانندگان امروزي، هيچيک از آوازهاي او، حتي آوازهايي که در يک مايه و يک دستگاه خوانده، شبيه به يکديگر نباشد و از اين رو هر بار در شنونده شوري ديگر بر ميانگيزد. نغمه سه گاه را گاه از درآمد شروع ميکند و به مخالف و مغلوب ميرسد، گاه از مغلوب آغاز ميکند و به مويه و زابل و درآمد بر ميگردد. و در دستگاههاي ديگر نيز چنين است. اين ويژگيها، همراه با تحريرها و غلتهاي رنگارنگ و دلنشين، خصوصيت کمنظيري را به کار گلپا ميبخشد که در کمتر خوانندهاي ميتوان سراغ کرد. گلپا خواندن در راديو ايران را د قيقاً از نوروز سال 1339 آغاز کرد. گرچه خود ميگويد اولين آوازي که وي در برنامه گلها اجرا کرد شعر معروف «مست مستم ساقيا دستم بگير» از شاعر نامدار بيژن ترقي است که اين شايد نخستين آواز در برنامه گلهاي جاويدان باشد. نخستين آوازي که دقايقي پس از تحويل سال نوروز 1339 پيش از ظهر از گلپايگاني از راديو ايران پخش شد غزلي از خواجه شيراز بود که گلپا در سه گاه آن را اجرا کرد «در خرابات مغان نور خدا ميبينم ـ وين عجب بين که چه نوري ز کجا ميبينم». پخش اين آواز در آن زمان در سراسر ايران با استقبالي کمنظير روبرو شد. اين خواننده جوان که سالهايي را نيز در ورزش سپري کرده بود به زودي نام خود را در کنار بزرگان آواز اين سرزمين، نامداراني چون اديب خوانساري، حسين قوامي (فاخته) و غلامحسين بنان و مرضيه ثبت کرد. گلپا بعد از گذشت پنج دهه، هنوز با قوت و لطافت ميخواند و دلها را جذب ميکند. توضيح درباره ترانههاي گلپايگاني و شيوه او در ارائه اين رشته از موسيقي بحث موسع ديگري ميطلبد که آن را به فرصتي ديگر وا ميگذاريم. به مناسبت برنامه آواز گلپا و هوشنگ ظريف در لندن، گفتگوي کوتاهي را که سالها قبل با او انجام شده ميآوريم تا با اين چهرۀ ماندگار موسيقي ايران بيشتر آشنا شويد. چه عاملي موجب شد كه به برنامه گلها دعوت شديد؟ اولين آوازي كه براي گلها اجرا كرديد كدام بود؟ شيوه ضبط برنامه گلها در آن روزگار چگونه بود؟ برنامه گلها چه تأثيري بر موسيقي ايران گذاشت؟ به نظر بنده مجموعه برنامههاي گلهاي راديو موسيقي ايران را نجات داد. يعني تمام استادان و نوازندگان بنام گلچين شده بودند. آيا شركت شما در برنامه گلها تأثيري بر كيفيت كارهاي بعدي شما داشت؟ آيا شما نقشي در انتخاب شعر و يا موسيقي داشتيد؟ چه خاطره ويژهاي از دوران همكاري با گلها داريد؟ پيش از ضبط برنامه دوم و يا سوم برنامه گلهاي جاويدان بود كه من به همراه پرويز ياحقي (نوازنده ويلن)و فرهنگ شريف (نوازنده تار) و امير ناصر افتتاح (نوازنده تنبك)با آقاي پيرنيا تماس گرفتيم و گفتيم كه ما در احوال بسيار مساعدي براي اجراي برنامه هستيم. شب هنگام قرار شد كه به محل استوديو برويم. بنده آن شب آوازي در مايه ابوعطا با اين غزل كه «دل به سوداي تو بستيم خدا ميداند» خواندم. هنگامي كه ضبط برنامه تمام شد در خارج از استوديو ديديم كه آقاي پيرنيا به همراه خانم روشنك (گوينده برنامه گلها) و آقاي محبي (مسؤول ضبط برنامه) از اجراي برنامه آنچنان متأثر شده بودند که اشك در چشمانشان جاري بود. آقاي پيرنيا خطاب به ما گفتند: بچهها امشب ما را به خدا نزديك كرديد. اين خاطره از بياد ماندنيترين خاطرههاي دوران ضبط برنامه گلهاي جاويدان بود. شما در موسيقي ايران چه جايگاهي براي خود قائل هستيد؟ البته اين سؤال را بايد از مردم و صاحب نظران بپرسيد. اما ابتدا بايد آواز را تعريف كنيم. در ابتداي كار آوازخواني، خواننده بايد گوشهها و رديفهاي آوازي را نزد استاد بياموزد. آموختن رديفها و گوشهها به منزله فراگيري چهار عمل اصلي در رياضيات است كه اگر چهار عمل اصلي را ندانيد اصلا نميتوانيد مسألهاي را حل كنيد. پس از آن است كه به خواننده و يا نوازنده اي كه رديف ها و گوشه ها را فرا گرفته باشد مي گويند فلان خواننده و يا نوازنده رديفدان است و بعد به مرور زمان اين خواننده و يا نوازنده ميشود رديفدان مجرب. اما نبايد تنها در قالب رديفها و گوشهها ماند بلكه بايد خلاقيتهاي فردي را هم چاشني كار كرد تا اثري ماندگار و منحصر به فرد خلق شود. من در طول فعاليت هنريام سعي كردهام از خلاقيتهاي فردي در اين زمينه استفاده كنم و همانگونه كه گفتم اين امر منجر به اين شد كه مردم آوازهاي بنده مانند «مست مستم» را چون ترانه زمزمه كنند. اساساً خواندن آواز در قالبهاي از پيش تعيين شده كاري است كه هركسي ميتواند با تمرين و فراگيري اجرا كند ولي در نهايت راه به جايي نخواهد برد زيرا خواندن پنج آواز در دستگاههاي همايون و يا نوا و يا سه گاه به يك شكل، هنر و يا توانايي خاصي نميخواهد. بنده سعي كردم كه به عقب باز نگردم و كارهاي جديدي ارائه كنم. اجرا كردن كارهاي گذشتگان به همان شكل اوليه، خلاقيتي محسوب نميشود چرا كه گذشتگان آن آثار را به بهترين شكل ممكن، در زمان خودشان و با توجه به حال و هواي حاكم بر زمان خودشان اجرا كردهاند و اگر بنا باشد هنرجو از استاد خود پيشي نگيرد اصلا هنر پيش نميرود همانگونه كه در علم پيشرفت لازم است. اما درباره جايگاه خودم در موسيقي ايران تنها به يادداشتي قديمي از اواخر دهه 30 از زنده ياد روحالله خالقي اشاره ميكنم. استاد روحالله خالقي زماني فرموده بودند: در بهار سال جاري روزي سرپرست محترم برنامه گلها به من گفتند: به تازگي گلي يافتهام که رايحهاي خوش و رنگي زيبا دارد. گفتم: شک نيست که در بهاران ميبايد در انتظار روئيدن گلهايي خوشبو و زيبا بود ولي بفرمائيد اين گل زيبا در کجا روئيده و هماکنون در کدام گلستان عطرافشاني ميکند؟ در پاسخم فرمودند: اين گلي است که من در تهران يافتهام. گو اينکه نامش وي را از سرزمين ديگري معرفي ميکند، اما من او را در همين تهران خودمان يافتهام و به جرات ميتوانم بگويم الحق گلي دوستداشتني است. نام اين گل علياکبر و نام خانوادگياش گلپايگاني است و همانطور که ذکر کردم در گلزار هنر گلپايگان به عرصه وجود گام ننهاده بلکه در سال 1311 در تهران متولد شده و هماکنون همه وي را گلپا مينامند. صحبت آن روز من و آقاي پيرنيا بنيانگذار و سرپرست برنامههاي گلها به آنجا انجاميد که ايشان نواري را که از صداي گلپا تهيه فرموده بودند روي دستگاه ضبط صوت نهادند و مدعاي خود را در باب انتخاب گلي خوش رايحه به اثبات رسانيدند. گلپا کيست؟ گلپا در خانوادهاي زاده شده که تقريبا تمام افراد آن صداي مطلوب داشتهاند. خودش مينويسد: داراي پنج برادر و يک خواهرم که تمام آنها داراي صداي خوش ميباشند. آواز خواندن در خانواده ما ارثي است-چنانکه پدربزرگم و پدرم هر دو از کساني هستند که داراي صدايي خوش بودهاند. گلپا از همان اوان کودکي بنا بر توصيه پدر به خواندن پرداخته و تحت توجهات و تعاليم وي بر مباني موسيقي آشنا گشته است. خودش نقل ميکند: از کودکي داراي صدا بودهام- مانند برادرانم پايه و اساس موسيقي را نزد پدرم فرا گرفته و پس از آن نزد استاد نورعليخان برومند رديف موسيقي ايراني را فرا گرفتهام. نورعليخان برومند يکي از مفاخر هنر موسيقي کلاسيک ايراني است، از نوازندگان زبردست سنتور بود، سهتار نيز مينواخت و ضرب هم ميزد. وي از اساتيد مسلم آواز ايراني بود. گلپا مدت شش سال نزد نورعليخان تلمذ کرده و سپس شخصا به مطالعه پرداخته است. وي مينويسد: بايد يادآوري کنم مدتهاي مديد از نوارها يا صفحات آواز استاد فقيد طاهرزاده استفاده کردهام. در ضمن بايد بگويم آقاي اديب خوانساري هنرمند معروف حق زيادي به گردن من دارند و به نظر من ايشان بنيانگذار مکتبي در آواز هستند که مشهور به مکتب اصفهان است. گلپا در زمينه سابقه تحصيلات خود ميگويد: تحصيلات ابتدايي را در مدرسه فرهنگ و اقبال و تحصيلات متوسطه را در دبيرستانهاي بدر و نظام و پس از آن در دانشکده افسري و علوم و پس از آن کلاس تخصصي نقشهبرداري را در مدرسه نقشهبرداري سازمان برنامه به پايان رساندهام و پس از آن دوره کارشناسي بانک را ديدهام. وي مدتي نيز کارشناس بانک رهني بود. ناصر محمدی منبع:روز انلاین گلهای جاویدان در لندن
برنامه جشنواره گلهای جاویدان به یاد داود پیرنیا روز ششم اردیبهشت(بیست و شش اوریل) در لندن برگزار شد.در این برنامه که به همت بنیاد توس برگزار شده بود هنرمندانی چون:استاد اکبر گلپایگانی -هوشنگ ظریف-ناهید دایی جواد-اذر پژوهش-فیروزه امیر معز-فخری نیکزاد و فرزند ارشد مرحوم پیرنیا و... حضور داشتند.برنامه در حد بسیار عالی برگزار شد و باید از خانم جمیله خرازی رئیس بنیاد توس که زحمات زیادی را برای بهتر برگزار شده این مراسم کشیدند تشکر کرد.در این مراسم استاد اکبر گلپایگانی اواز کوتاهی را نیز اجرا نمودند که مورد توجه حاضرین قرار گرفت.
این برنامه با اجرای خانم الیزابت منزفیلد و به زبان انگلیسی برگزار شد.تصویرهایی از هنرمندانی که فوت کرده بودند با توضیحاتی روی پرده نشان داده می شد.به زودی با گزارش کاملی از این مراسم بزرگ در خدمتتان خواهیم بود. عکس ها:محمود احمدی
گلهای رنگارنگ شماره ۵ وارد بازار شد همانطور که وعده داده بودیم گلهای رنگارنگ شماره ۵ با اوازهایی از استاد اکبر گلپایگانی از طرف اوای نوین اصفهان وارد بازار شد. مجله اپیزود با مطالبی از استاد اکبر گلپایگانی به روز شد برای خواندن مطالب این شماره مجله بر روی لینک زیر کلیک نمایید:
+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:28  توسط فرهاد رحیمی
|
|
|