تبليغاتX
وبلاگ رسمی اکبر گلپایگانی
جشن زاد روز استاد گلپایگانی با حضور علی جهاندار

ساعت ۳ بعد از ظهر روز چهارشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۶ به همراه دوست و همکار عزیزم علیرضا راهی منزل استاد اکبر گلپایگانی شدیم تا زاد روز استاد را به ایشان تبریک گفته و جشن بگیریم.حول و حوش ساعت ۴ بود که به منزل استاد رسیدیم.استاد مثل همیشه و با رویی خوش به استقبال ما امدند و ما هم بعد از احوالپرسی و تبریک و روبوسی به همراه استاد وارد خانه شدیم.استاد سوالاتی را در رابطه با وضعیت سایت و .... پرسیدند و ما هم به طور کامل مسائل مختلف را به ایشان توضیح دادیم.مشغول گفتگو بودیم که جناب دکتر محمد موقتیان یکی از چهره های ماندگار هم به مناسبت این روز به جمع ما پیوستند واستاد گلپا هم فرمودند که اقای علی جهاندار شاگرد نمونه استاد شجریان هم قرار هست تشریف بیاورند.

بعد از نیم ساعت جناب اقای علی جهاندار هم به همراه اقایان عزیز قاسم زاده و حسن عباسپور(خبرنگاران هفته نامه گیلان بهتر) و محمد شکیبا(از شاگردان اقای جلال ذوالفنون) هم تشریف فرما شدند.جناب جهاندار به محض اینکه استاد گلپایگانی را دیدند خواستند دست استاد را ببوسند که استاد این اجازه را به ایشان ندادند و بعد از روبوسی استاد مهمانان را به اتاق پذیرائی راهنمائی کردند.بنده حقیر هم که همیشه مورد لطف و محبت استاد گلپایگانی قرار دارم با فرمایش استاد مشغول پذیرائی از مهمانان عزیز شدم.البته دوستان دیگری هم به جمع ما پیوستند مثل دوست بسیار عزیز و موسیقیدانم جناب اقای فرید دهدزی که از خبرنگاران و موسیقی شناسهای بسیار خوب کشورمان هستند.

(استاد در حال روبوسی و خوش امد گویی به اقای جهاندار)

بعد از احوالپرسیهای ابتدائی و صحبتهای خودمانی مهمانان با استاد مجلس با سخنان جناب دکتر موقتیان رونق دیگری میگیرد:

(علی جهاندار-استاد گلپایگانی-دکتر موقتیان)

دکتر محمد موقتیان:ادمی زندگی کردن هنر میخواهد

دکتر موقتیان:انچه مسلم هست فلسفه تشکیل این جلسه و درک دیدار جناب گلپایگانی به مناسبت زاد روز ایشان بهره وری از محفل ایشان مجلس ایشان و منش و دانش ایشان میباشد.

اما انچه که شما جوانان باید به ان دقت کنید ان نکته است که هنر ادمی و هنرمند بودن ادمی به رعایت مبانی هنر ادمیست.ادمی زندگی کردن هنر میخواهد.اگر زندگی اقای گلپایگانی را مخصوصا انهایی که 40 سال 50 سال با ایشان زندگی کرده اند  و راه و رسم و زندگی و ان ویژگیهای برخورد و عاطفی و انسانی و ....ایشان را دیده اند و انچه که به هر جهت هنر در ان تارک میدرخشد و ان را بروید و درباره اش صحبت کنید و این را رواج بدهید و روی ان کار کنید.

 

 

بالاخره هر ادمی در تاریخ در جهتی گرایش پیدا میکنه و بدون شک در زمینه ای زحمت میکشد.اما ان چیزی که همه ندارند شیوه ادمیت است و انسانیت.و اگر ان را بتوانید در ان طبقه و دسته و گروه به خصوص الان که جوانان ما به ان بسیار بسیار علاقه مند هستند و دلشان میخواهد پا جای بزرگان بگذارند شیوه زندگی کردن اقای گلپایگانی و سایر بزرگان را به انها بیاموزید و چگونگی دلداگیشان را به وطنشان به مملکتشان به فرهنگشان .اگر این را ترویج بکنید حق زحمات این بزرگان را واقعا ادا کرده اید.

به طور مثال  خبرنگارها اگر در روزنامه و ...قلم میزنند باید درباره این مسائل حرف بزنند تا انشالله جوانان ما بتوانند از ان به واقع درس بگیرند و یادگار پاک و شایسته ای برای این عزیزان باشند.

بعد از سخنان با ارزش جناب دکتر موقتیان نوبت به جناب جهاندار رسید تا ایشان هم صحبتهایی را بیان کنند:

 

علی جهاندار:شیوه ای که استاد گلپایگانی اوردند منحصر به فرد است

 

علی جهاندار:واقعا شاد هستم که در خدمت جناب استاد گلپایگانی هستم.اگر دوستان هنرجو دنبال هنر هستند من همیشه این را در جاهای مختلف میگویم که اگر فاصله سنجشون دقیق باشه بعدها متوجه میشوند که جناب استاد گلپایگانی – اقای ایرج و اقای شجریان اینها چه جایگاه عظیم در عالم هنر و عالم انسانیت در این مملکت دارند.دیدار استاد گلپایگانی برای من یک زندگیست.البته سن من هم زیاد از اقای گلپایگانی کمتر نیست ولی خوب ما زندگی کردیم با صدای بزرگانی چون اقای گلپایگانی اقای ایرج و اقای شجریان و بزرگان دیگری چون اقای کسایی که مورد تایید تمامی ایرانیان و دوستداران هنر هستند و همچنین اقای جلیل شهناز و دیگر اساتید.

 

 

امروز خوشحالم که به دیدار استاد امدم و جناب موقتیان هم میدانند که من هیچوقت دوست ندارم مزاحمتی برای بزرگان ایجاد کنم.واقعا شرمنده ام که مزاحم استاد شدیم.اولا ایشان پیشوا و بزرگ ما هستند در عالم هنر و خوب خانه خانه خودمان است و خیلی هم خودمانی امدیم.من همیشه از بزرگان دفاع میکنم و متاسفانه برخیها این را درک نمیکنند که اواز اقای گلپایگانی مگر شوخیه یا مگر گلپایگانی شدن به این راحتیه؟یا عظمت و مانور شجریان مگر شوخیه؟و عده ای میایند و هر صحبتی را مطرح میکنند و این دال بر کم دانشی انهاست.من همیشه طوری هستم که اگر بزرگی در سطحی بسیار عالی باشه  اگر یک جایی ببینم که در موردش کم لطفی میخواد بشه نمیتونم تحمل کنم و از انجا بلند میشم.یک جلسه ای بود که دوستان روزنامه نگار بودند و ما رو هم انجا جمع کرده بودند.من بودم و اقای محسن کرامتی بود و .. که صحبت بزرگان هنر شد حالا اسم نبریم بهتره .یکی از حضرات انجا بود که من بعدا هم فهمیدم که سمتی هم  داره متاسفانه در جاهای مختلف موسیقی ما.من وقتی اسم استاد گلپایگانی را بردم ایشان یک چیزی گفت که من الان نمیخواهم ان را بگویم.بنده اصلا یک جوری شدم و برگشتم و به این اقا گفتم تو گلپایگانی را اصلا میشناسی؟گفت:چطور میشه نشناسم؟گفتم که اخه نمیشناسی.گفت که چطور؟گفتم تو کی هستی اصلا.گفت من فلانکاره موسیقی هستم.گفتم باید به حال این موسیقی گریه کرد که تو در ان سمت داری.بعد همانجا گفتم که اقای گلپایگانی البته لازم به ذکر است که این حرفو من به اقای استاد  کسائی هم که هفته پیش خدمتشان بودم عرض کردم که استاد کسائی همه بزرگان موسیقی ایران وقتی ابوعطا را درامد میکنند درصد زیادی از پیشینیان گرفته اند ولی اکبر گلپایگانی وقتی درامد میکنه مثلا ای همه هستی من از ان توست اخه کجاش به ابوعطا میخوره و سریع به ان زیبائی میاد و در ابوعطا فرود میاد یا سه گاه و ... هم همینطور.ایشان از کجا شروع کرد؟و این خوش سلیقگی این مرد را میرساند و توانائی که دنباله رو نباشه  و شیوه ای هم که بوجود اوردند واقعا منحصر به فرد هست.

 

 

ما روی تمامی این اساتید مطالعه کرده ایم اقای تاج کتاب ماست اقای گلپایگانی کتاب ماست و ....و وفتی گلپایگانی اوازی را درامد میکنه در دستگاههای مختلف صد در صد متعلق به خودشه.شما میتوانید مقایسه کنید این را به نسبت اوازهایی که دیگر بزرگان خوانده اند.درسته که من اولین بار هست که استاد گلپایگانی را زیارت میکنم ولی همیشه زندگی کرده ام با اثار ایشان و نزدیکم به ایشان.و این را همه جا گفته ام که خوش سلیقه ترین خواننده تاریخ موسیقی ایران جناب استاد اکبر گلپایگانیست.

بعد از اتمام سخنان هنرمند گرامی جناب علی جهاندار استاد گلپا ضمن خیر مقدم به مهمانان تشکر از حضور جناب موقتیان و علی جهاندار سخنانی را بیان کردند که ما گوشه هایی از ان را که شاید کمتر شنیده اید و خوانده اید را در وبلاگ رسمی ایشان درج میکنیم تا بخوانید و لذت ببرید:

 

استاد اکبر گلپایگانی:اول باید ادم باشیم بعد هنرمند

 

استاد گلپا:

-من همیشه معتقدم که اقای تهرانی و اقای کسائی بر گردن موسیقی ایران خیلی حق دارند.به دلایلی که الان عرض میکنم:

 اینها به نی و ضرب شخصیت دادند.ان ضرب و نی ای را که 100 سال پیش میزدند این عزیزان به ان شخصیت دادند.اینها کاری کرده بودند که اقای تهرانی یا اقای کسائی را هر کس که میدید ناخوداگاه به انها احترام میگذاشت.الان متاسفانه نمیدانم چطور شده که اگر کسی کسی را قبول نداشته باشد موهبتی هست برای یک عده.دلیلش هم واضح است چون متاسفانه این عده  بیشتر به سمت موسیقی دو دو تا چهارتائی کشیده شده اند( که به قول همایون خرم چهار تایی نه 5/3!)

دو تا بال درست شده است در انسان که یکی علمه و دیگری احساس.اینها احساسو از دست گرفتند و فقط چسبیدند به علم و فکر میکنند که باید بقیه را نفی کنند.در حالی که اینها باید شاگرد تربیت کنند و کاری کنند که شاگردها خلاق باشند.و به قول مرحوم صبا شاگرد باید از استادش جلو بزنه والا علم درجا میزنه.من ارزو میکنم که همه موفق باشند. به قول اقای تهرانی اول باید ادم باشیم بعد هنرمند.این خیلی حرفه ممکنه برخی حرفها خیلی کوچیک باشه و خیلی نکته ها رو در خود جای داده و شما وقتی بازش کنی میبینی چه عظمتی دران هست.

 

 

-یکروز با یاحقی رفتیم رادیو که گفتند یک عده اومدند که مخالف چیزهای هستند که قبلا در گلها بوده و اینها میگویند که باید موسیقی به شکل دیگری باشد.من گفتم که میگویند این اقایانی را که قبلا در گلها بوده اند را قبول نداریم یا اینکه نو دیگری از موسیقی را اوردند؟اگر نوع دیگری را اوردند که این یک نوع خلاقیته و خیلی خوبه.ولی ادم مگر میشه که مثلا اقای جلیل شهناز را قبول نداشته باشه یا اقای بدیعی را قبول نداشته باشه یا مرتضی خان(محجوبی) و احمد عبادی را قبول نداشته باشه؟ مگر میشه همچین چیزی؟گفتند که اینها این را میگویند.گفتیم که خوب این عقیده انهاست.و بعد من یواش یواش دیدم که اینها دارن اسمها را هم عوض میکنند.گلهای جاویدان و رنگارنگ و شاخه گل و برگ سبز تبدیل شد به گلهای تازه!!!انجا بود که من به پرویز یاحقی گفتم که پرویز دستی تو کاره که من دیگه نمیام رادیو.پرویز گفت منم نمیام.حتی مرحوم بدیعی با مسئول ان برنامه هم دعوا کردند سر این موضوع که گلهای تازه اصلا یعنی چه؟و اصلا تشکیلاتی شد که رنگ سیاسی به خود گرفت.و وقتی این برنامه رنگ سیاسی گرفت من همیشه گفته ام که ما هنرمندان(البته من خودمو هنرمند نمیدانم ) نباید کار سیاسی بکنیم. به همین خاطر من هر جا هم میرفتم رو سن با این شعر شروع میکردم:به خدا قطع کند خصم اگر سر ز تنم       به جهانی ندهم ذره خاک وطنم.

-چرا من اومدم و ان گروه را درست کردم که به چهار تکخال معروف بود؟من بودم پرویز یاحقی بود فرهنگ شریف بود و امیر ناصر افتتاح.گفتم که چرا هنرمند نباید زندگی خوبی داشته باشد؟به طور مثال همین اقای ابراهیم تاتلیسس که ما را دعوت هم کرده ترکیه 51 یا 52 تا رستوران داره تو ترکیه.بهترین ماشینها و بهترین خانه ها را دارد.امدم ان زمان گفتم که چرا نباید هنرمند پول داشته باشه و زندگی راحتی داشته باشه؟هنرمند اگه پول نداشته باشه هنر را هم  به لجن میکشد.و این داستان خیلی طولانی داره که در زمان نخست وزیری اقای امینی اتفاقی افتاد که حتی اقای امینی ورود ماشین را 5 سال به ایران ممنوع کرد و ما یک شب منزل خانم ایشان بودیم که اقای شاهرخ نادری خودش شاهد قضیه است که در ان جمع علی تابش بود و من بودم و پرویز یاحقی بود و فرهنگ شریف.من رو به همسر اقای امینی که بتول خانم بودند گفتم که بتول خانم شما به اقای امینی بگویید که همانطور که ورود ماشین را 5 سال به ایران ممنوع کرد بیاد و یک کاری هم برای هنرمندان بکند.گفت چه کاری؟گفتم چند تا کاباره بزرگ بود به اسمهای میامی و شکوفه نو و کیدکا و ...که مسئولین اینها میرفتند و هنرمندان خارجی را میاوردند و پولهای مملکتو به جیب اینها میریختند.گفتم به جای اینکه شما بروید اون خانمها را بیاورید که مثلا بیایند و برقصند و اخر سر هم پول مملکتو به جیب بزنند و بروند شما یک موسیقی و برنامه قشنگی را شبها درست کنید در کاباره های بزرگ به نام شمع سوزان و چند تا هنرمند مطرح رو بیاورید روی سن.زمین تو ایرانشهر 11 تا تک تومانی بود.100000 تومان در چمدانی که شخصی به اسم حسن عرب به همراه اقای حجازی صاحب شکوفه نو امدند منزل ما و پیش قسط اینو به من دادند.شبی 2250 تومان که خیلی پول بود به من میدادند 600 تومان به اقای یاحقی و 500 تومان به اقای شریف و 350 تومان به اقای افتتاح.قبل ان من رفته بودم پیشه نورعلی خان برومند و همچنین داوود پیرنیا که از ایشان اجازه بگیرم. من داستانو به دکتر برومند گفتم که دیگه چنین شرایطی پیش نمیاد و اقای امینی قول دادند که دیگه ان خانمهای خارجی و ... را نیاورند ایران و یک برنامه در اینجا بزارند.نور علی خان گفت که اینها به تو دروغ میگویند.گفتم 100000 تومان اوردند و پیش قسط دادند.ایشان گفتند که اگر پولو دادند باشه برو و انجام بده.که ما رفتیم شکوفه نو که 2 سال و 6 ماه برنامه ما رزرو بود و درش بسته بود و هر کس زنگ میزد باید برای 2 سال بعد رزرو میکرد.اگر شما میبینین که برخی از هنرمندان اگر الان احتیاج مالی ندارند به خاطر همان پولی هست که ان موقع گرفتند.و ان موقع ما چند نفر موسیقی اصیل ایرانی را وارد کاباره کردیم و محیط انجا را با موسیقی اصیل ایرانی مانوس کردیم.

-ان زمان هنرمندان وقتی به هم میرسیدند با کمال احترام با یکدیگر برخورد میکردند و هرگز پشت سر هم حرف نمیزدند ولی الان شاگرد پشت سر استادش حرف میزنه.حالا اگر اختلاف سلیقه داری به جای خودش ولی احترام استاد را همیشه باید نگه داشت.

-وقتی اسم تار میاد همه اسم جلیل شهناز را میاورند به قول جهانبخش پازوکی که میگفت شهناز دنیای ملودیست.ولی در یک جمعی عده ای میگفتند که اقای شهناز نت نمیدونه!واقعا خنده داره.و تنها عیبی که پیدا کرده بودند همین بود.خوب یاد گرفتن نت که کاری نداره ایشان اگر میخواستند 2 ماهه یاد میگرفتند.ولی مگر هر کس نت بلد باشه میتونه هنرمند بزرگی بشه؟مگه میشه جلیل شهناز شد؟

- ان زمان زکی مورن خواننده قدیمی و مشهور ترکیه که با من خیلی هم دوست بود هر دو فیلمی بازی کردیم با یک فیلمنامه که فیلم  ایشان در ترکیه صفحه شکسته نام داشت و فیلمی که من بازی کردم حنجره طلائی...

بعد از سخنان بسیار شیرین استاد گلپا حاضرین به افتخار ایشان دست زدند(البته ما گزیده ای از سخنان استاد را درج کردیم و استاد در سخنانشان از چگونگی ورودشان به عرصه موسیقی و استفاده از محضر اساتیدی چون صبا و برومند و ادیب و ...سخن گفتند) و جناب اقای علی جهاندار هم به مناسبت زاد روز استاد بزرگ اواز ایران اکبر گلپایگانی اوازی را در دستگاه نوا و به همراهی سه تار اقای محمد شکیبا از شاگردان استاد جلال ذوالفنون اجرا کردند که فایل صوتی این اثر را از لینک زیر دریافت نمایید:

 

دستگاه نوا-اواز علی جهاندار در زادروز استاد گلپا

 

 

بعد از اواز زیبا و دلنشین اقای جهاندار استاد گلپایگانی هم از اجرای زیبای ایشان تعریف و تمجید کردند و برای ایشان به عنوان یک هنرمند متواضع و مودب ارزوی موفقیت کردند.

باید تشکر کنم از دوست عزیزم علیرضا به خاطر زحماتش و عکسهای زیبایی که از این روز بزرگ گرفته بود.تشکر از همکاران و دوستان خوبمان در هفته نامه گیلان بهتر اقای عزیز قاسم زاده و اقای حسن عباسپور عزیز که فیلم این برنامه را به دست ما رساندند البته عکسهایی هم توسط این دوستانمان گرفته شده است که به زودی انها را هم در سایت قرار خواهیم داد.عکسی که از روبوسی استاد و اقای جهاندار و همچنین اواز اقای جهاندار در وبلاگ درج شده از فیلمی که توسط این دوستانمان به دستمان رسیده گرفته شده است.انشالله به زودی فایل تصویری این اجرا به همراه عکسهایی که همکاران عزیزمان در گیلان بهتر گرفته اند در سایت استاد قرار داده خواهد شد.

تعداد دیگری از عکسهای این مراسم تاریخی از لینکهای زیر قابل دریافت میباشد:

 

عکس 1(از راست به چپ:محمد شکیبا-دکتر موقتیان-استاد گلپایگانی-علی جهاندار-فرهاد رحیمی)

عکس2

عکس3

عکس4

عکس5

عکس6

عکس8

 

تعداد دیگری از عکسهای این مراسم را به همراه تعدادی از عکسهای قدیمی استاد را میتوانید در کلیپی که هدیه ای است از ما به شما یاران و همراهان گرامی از لینک زیر دریافت نمایید(فایل 3gp میباشد):

 

کلیپ عکسهای استاد گلپا

 

امیدوارم که هواداران عزیز و مهربان از دیدن عکسها و خواندن مطالب و کلیپ و همچنین اواز جناب جهاندار لذت برده باشند.

(استفاده از مطالب و عکسها فقط با ذکر منبع قابل استفاده میباشد)

 

موفق باشید.

 

فعلا یا علی.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 13:50  توسط فرهاد رحیمی  | 
تولد گلپا استاد بزرگ اواز ایران

سلام دوستان.

فردا روزی بزرگ و به یاد ماندنی برای من و شما میباشد.۱۰ بهمن ۱۳۱۲ روز تولد حادثه اواز ایران اکبر گلپایگانی میباشد مردی که با ابتکار و خلاقیت و سبکی نوموسیقی ایران را مدیون خود ساخت.وبلاگ رسمی استاد بعد از دیدار با استاد به روز خواهد شد و شما عزیزان میتوانید عکسها و حرفهای دلنشین استاد را ببینید و بخوانید و لذت ببرید.

لازم به ذکر است استاد از طریق وبلاگ و سایت رسمیشان اعلام کردند که از این به بعد اگر مصاحبه ای یا اخباری در مورد ایشان در سایتها و وبلاگهایی غیر از از این وبلاگ(www.golpa.blogfa.com) و سایت رسمیشان(www.akbargolpayegani.com) درج شود باید حتما امضای استاد که به عنوان تایید مصاحبه میباشد زیر ان باشد در غیر اینصورت هیچگونه اعتباری ندارد و غیر واقعی میباشد.در ضمن به امید خدا سایت هم امشب با چند مطلب به روز خواهد شد.

پس منتظر مطالب و عکسهای اختصاصی ما از این روز بزرگ و به یاد ماندنی باشید.

ما از طریق سایت و وبلاگ رسمی استاد این روز بزرگ را خدمت استاد بزرگ اواز ایران دکتر اکبر گلپایگانی و تمامی عاشقان موسیقی و هواداران مهربان استاد تبریک عرض میکنیم.

مطالب و حرفهای دلنشین خود را درباره این روز بزرگ از طریق ایمیل یا قسمت نظرات در اختیار ما قرار دهید تا به اطلاع استاد برسانیم.

فعلا یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 13:29  توسط فرهاد رحیمی  |