تبليغاتX
وبلاگ رسمی اکبر گلپایگانی
طنین صدای گلپا عابرین را از حرکت باز میدارد

سلام.

اگر برنامه شنبه نیستان و برنامه امروز دوشنبه چهارمضراب را گوش کرده باشید دو اواز بسیار بسیار زیبا از استاد گلپا موج نو و قشنگی را در رادیوی فرهنگ و بین اهالی موسیقی به وجود اورده است.اواز عارفانه و دلنشین سینه ای دارم زغم افروخته(دشتی) با سنتور شادروان استاد رضا ورزنده در برنامه شنبه نیستان به مناسبت عید مبعث و اواز ای صبا انچه شنیدی ز لب یار بگو(افشاری) با همکاری شادروان استاد مرتضی خان محجوبی و شادروان حبیب الله بدیعی و استاد جلیل شهناز و شادروان امیر ناصر افتتاح دو اثر فاخر موسیقی اصیل ایرانی بود که با همت و تلاش صادقانه رضا مهدوی و سایر همکارانشان از رادیو پخش شد.

پخش اوازهایی از این قبیل باعث شده است که هم اینک عده بسیار زیادی از مردم پای رادیوهای خود بنشینند تا صدای جادوئی اکبر گلپایگانی را از رادیو بشنوند.حتی چند نفر از دوستانم که در تهران و اردبیل و...که مغازه صوتی و تصویری دارند امروز تماس گرفتند و گفتند که باندهای ضبط را جلوی مغازه هایشان گذاشته بودند تا مردم هم این برنامه را بشنوند و موقعی که صدای استاد گلپایگانی از رادیو پخش شد تعداد زیادی از مردم جلوی مغازه جمع شدند تا صدای ملکوتی ایشان را بشنوند.حتی جالب اینجاست که خیلی از عزیزان باور نداشتند که صدای گلپا از رادیو ایران پخش میشود.استقبال زیاد مردم(حتی اقای مهدوی هم در برنامه امروز بعد از پخش صدای گلپا اعلام کردند که مردم تماسهای زیادی را بعد از پخش این اوازها برقرار میکنند حتی با سایر شبکه های صدا و سیما نیز تماس برقرار میکنند)!

کارشناس محترمی هم که امروز در برنامه نیستان حضور داشتند(خانم گیتی خسروی) که فعالیتشان در زمینه موسیقی کلاسیک و اپرا میباشد نظر خود را به عنوان شنونده در رابطه با این اواز و موسیقی اصیل ایرانی بیان کردند که نکات جالبی را در بین صحبتهایشان بیان کردند که به چند مورد اشاره میکنم:ایشان ابتدا از صدای اکبر گلپایگانی به عنوان یک صدای تمیز نام بردند و درباره موسیقی اصیل ایرانی گفتند که متاسفانه بسیاری از خواننده ها شعر را فدای موسیقی میکنند و جویده جویده میخوانند و کیفیت کار را پایین میاورند!و حتی صداهای خش دار را نیز برای موسیقی اصیل مناسب ندانستند.ایشان معتقد بودند که شعر باید به صورت همه فهم ادا شود نه اینکه شعر جویده جویده شود.و در اینجا بود که اقای مهدوی سوال کردند ایا اثری که الان پخش شد هم جزو همین اثار هست که ایشان جواب دادند چنین حالتی در این اثر نامحسوس بود.

شاید خیلی از شنوندگان این برنامه جوانانی بشند که کمتر اثار اوازی گلپا را شنیده اند ولی همین دو اواز مطمئنن تاثیر مثبت خود را گذاشته است.در این ۲۸ سال متاسفانه اثار بسیار ضعیفی در موسیقی اصیل ایرانی تولید شده است و اثار پخش شده از صدا و سیما نیز بیشتر به صورت سلیقه ای بوده است و باعث شده که خیلی از جوانان با شنیدن این نوع از موسیقی اصیل ترجیح بدهند موسیقی پاپ گوش کنند.اتفاقا امروز که سوار تاکسی شده بودم  برنامه گلبانک پخش میشد ابتدای برنامه تصنیفی از .........پخش کردند که مسافرین تاکسی گفتند برای فهمیدن حرف این اقا باید چلنگر(منظور مترجم سابق تیم ملی)استخدام کرد.شاید یک مزاح و شوخی ساده به نظر بیاید ولی مردم همیشه واقعیتها را خوب تشخیص میدهند و فرق موسیقی خوب و بد را میدانند.

همانطور که در دهه ۳۰ صدای گلپا باعث رونق موسیقی اصیل ایرانی شد اینبار هم پخش دوباره صدای گلپا(انشالله به زودی از همه برنامه های رادیو) جوانان را به سمت موسیقی اصیل و فاخر ایرانی جذب خواهد کرد.اگر کسی باور نداره فقط یک تماس با شبکه فرهنگ رادیو بگیره و استقبال مردم از صدای استاد گلپایگانی را جویا شود مطمئئن تعجب خواهد کرد از این استقبال چشمگیر.

وظیفه من و شما این هست که از این برنامه حمایت و پشتیبانی کنیم تا انشالله صدای استاد گلپا از سایر شبکه های رادیو هم پخش شود و موسیقی اصیل و واقعی ایرانی  به گوش مردم برسد و جوانان بدانند که موسیقی اصیل ان نیست که در این چند ساله به گوششان رسیده است.

استاد گلپا حتی وقتی صدای خوانندگان مثل استاد ایرج یا دردشتی را از رادیو شنیدند خیلی خوشحال شدند و گفتند که پخش این صداها واقعا خیلی خوب و مفید است چون مردم میتوانند فرق موسیقی اصیل ایرانی را با این موسیقی های به اصطلاح سنتی بدانند.

امیدوارم سایر عزیزان هوادار موسیقی اصیل نیز برنامه نیستان و چهارمضراب را گوش کنند چون این برنامه برخلاف سایر برنامه های رادیویی یا تلویزیونی موسیقی به همه اساتید و اثار انها میپردارد چیزی که در این برهه از زمان واقعا به ان نیاز بود و این تیزهوشی تهیه کننده و سردبیر محترم نیستان و چهارمضراب را میرساند.

انشالله که موفق و پیروز باشید.

به زودی وبلاگ رسمی استاد اکبر گلپایگانی با مطالب جدید و خواندنی و همچنین اواز به روز خواهد شد.در ضمن سایت استاد گلپایگانی نیز در حال بازسازی میباشد تا با کیفیت بهتری نسبت به گذشته در خدمت دوستداران اکبر گلپایگانی باشد.


بانو الهه خواننده خوش صدای گلها درگذشت

الهه، خواننده قدیمی ایرانی پس از یک دوره طولانی بیماری در بیمارستانی در تهران درگذشته است..

خانم بهار غلامحسینی نزدیک به پنجاه سال در عرصه موسیقی فعال بود و بیش از 100 قسمت از مجموعه قدیمی و مشهور گلها را در رادیو ایران اجرا کرد.

الهه در طول دوران خوانندگی خود با آهنگسازانی مثل پرویز ياحقی و همايون خرم و نيز تعداد زيادی از شاعران و ترانه سازان مشهور همکاری کرد.

او پس از انقلاب ایران از خوانندگی و فعالیت های هنری کناره گیری کرد و به خارج از کشور رفت.

الهه پس از آگاهی از بیماری سرطان کبد و اطلاع از این که مدت زیادی زنده نخواهد ماند، به ایران بازگشت و سرانجام روز چهارشنبه گذشته در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت.

منبع:بی بی سی

لازم به ذکر است که بانو الهه بیشترین همکاری را در گلها با استاد اکبر گلپایگانی داشتند.سایت و وبلاگ رسمی استاد گلپایگانی این ضایعه تاسف بار را خدمت خانواده زنده یاد الهه و همچنین ملت هنر دوست ایران تسلیت عرض میکند.روحش شاد و یادش همیشه گرامی باد.


یا علی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 17:15  توسط فرهاد رحیمی  | 
شاخه گل ۲۱۵( گلپا و جلیل شهناز) در دستگاه همایون

سلام.امروز شاخه گل ۲۱۵ را برای دانلود در وبلاگ رسمی استاد گلپا قرار داده ام که از کارهای جاودانه استاد اکبر گلپایگانی میباشد که در دستگاه همایون اجرا گردیده است.گلپایگانی را در این اثر تار استاد جلیل شهناز همراهی مینماید.

تحلیل اواز:

مقدمه همایون توسط تار

تحریر آغازین همایون

شعر: چنان به موی تو آشفته ام به بوی تو مست

                        که نیست هم خبرم هرچه در دو عالم هست                   (درآمد)

شعر:  زدر به روی کسم دیده بر نمی باشد                                           (درآمد دوم)

شعر:  زدر به روی کسم دیده بر نمی باشد

                          خلیل من همه بتهای آذری بشکست                         (چکاوک)

تحریر چکاوک

تحریر بیداد به صورت مسلسلی و بلبلی

 شعر:    .....زتو است گر دلم بخواهی سوخت 

                              اسیر حکم توام گر تنم بخواهی ساخت            (بیداد واشاره به راجه)

تحریر راجه

شعر: چنان به موی تو آشفته امبه بوی تو مست

                      که نیست هم خبرم هرچه در دو عالم هست             (فرود به درآمد)

ادامه برنامه ضربی خوانی شوشتری

 خوشا دردی که درمانی ندارد    

                 سری کز عشق سامانی ند                                       (درآمد شوشتری)

دلی بی مهر جانان هرکه را هست                                              (اشاره به بیداد)

دلی دارد ولی جانی ندارد                                                       (درآمد شوشتری)

ادامه ضربی توسط ارکستر در شوشتری ریتم2/4

خوشا عاشق که با زلف رخ دوست 

                            حدیث از کفرو ایمانی ندارد                        (درآمد شوشتری)

 

 

دانلود اواز(گلپا و جلیل شهناز)

 

 

تحلیل اواز از:دوست عزیزم فلاورز(ال.)

 


روند رو به رشد و قابل تقدیر برنامه نیستان

 

خوشبختانه چند وقتی هست که برنامه نیستان روند رو به رشدی را دنبال میکند و سردبیر محترم ان جناب رضا مهدوی تلاش زیادی را برای رضایت خاطر مردم انجام میدهند که قابل تقدیر و تشکر میباشد.پخش دوباره صدای استاد اواز ایران اکبر گلپایگانی یکی از کارهای بسیار ارزشمند اقای رضا مهدوی و همکاران محترمش در این برنامه میباشد که امیدواریم تداوم داشته باشد.

وبلاگ رسمی استاد اکبر گلپایگانی اگر گاهی انتقادی هم بکند از سر دشمنی نیست و هم اینک تا انجا که اطلاع پیدا کرده ام اقای مهدوی بدون کوچکترین چشم داشتی تلاشهای بسیار زیادی را برای اعتلای موسیقی ایرانی میکنند که قابل تقدیر میباشد.یکی دیگر از کارهای ارزشمند ایشان بها دادن به موسیقی کودک میباشد که در دیگر برنامه های رادیو کمتر به این قضیه توجه شده است.امیدواریم که با زحمات صمیمانه جناب اقای رضا مهدوی در اینده ای نزدیک شاهد پخش صدای استاد گلپا از سایر برنامه های رادیو نیز باشیم.

اقای مهدوی با پخش دوباره صدای خوانندگان بزرگی چون گلپا و ایرج و قوامی و شهیدی و خوانساری و ...مردم ایران به خصوص جوانان عزیز را با موسیقی فاخر ایرانی بیش از پیش اشنا میکنند.سایت و وبلاگ رسمی استاد گلپا یک خسته نباشید جانانه خدمت اقای مهدوی و همکاران خوبشان در برنامه نیستان و چهار مضراب عرض میکند.امیدوارم که بیش از پیش موفق و موید باشید.


ویدئوی قدیمی ترانه سرگذشت از گلپا

یکی از ویدئوهای قدیمی(ترانه سرگذشت) استاد اکبر گلپایگانی را میتوانید با کیلیک بر روی لینک زیر مشاهده فرمایید:

ویدئوی سرگذشت(گلپا)  (غیر قابل دانلود)

 


به بهانه كنسرت جليل عندليبي؛
شهامت و خلا‌قيت هنرمند - ‌اكبر گلپايگاني

اگرچه در دهه‌هاي 20 تا 50 شمسي هنرمندان متعددي چون صبا، خالقي، وزيري، پايور و ... در مجلا‌ت و نشريات مطالبي نوشته و گاه پيرامون هنر يكديگر به طرح نظر مي‌پرداختند؛ با اين حال در سال‌هاي اخير اين مورد به ندرت صورت گرفته است.

درحالي كه شايد بهترين و مناسبت‌ترين شكل براي طرح نظر پيرامون اثر يك هنرمند، اظهارنظر هنرمندان هم صنف باشد، هنرمند برجسته و مشهور آواز ايراني اكبر گلپايگاني پس از حدود سه دهه، سرانجام به تالا‌ر به قول خودش <رودكي> كه امروزه به اسم <وحدت> شناخته مي‌شود، آمده بود تا از نزديك اجراي گروه مركز موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلا‌مي را شاهد باشد.

او كه در دهه‌هاي 30 تا 50 به‌عنوان يكي از شاخص‌ترين خوانندگان راديو به ارائه فرمي از آواز ايراني روي‌آورده بود كه خواهان بسيار داشت؛ در تمام اين سال‌هاي سكوت شايد به اجبار، شنيدن صدايش را از نزديك و در سالن كنسرت به يك آرزو براي هواخواهانش بدل كرده است. به هر روي پس از اجراي كنسرت گروه ياد شده به سرپرستي جليل عندليبي، اين هنرمند برجسته آواز به طرح ديدگاه و ارائه نظر پيرامون كنسرت و آثار جليل عندليبي پرداخت و نكات جالب توجهي پيرامون موسيقي ايران در روزگار ما ارائه كرد كه آن را با هم مي‌خوانيم: ‌

پس از 27 سال براي ديدن و شنيدن يك كنسرت به تالا‌ر رودكي رفتم. آنچه در بدو ورود به ذهن مي‌رسيد، تاسف از اين بود كه بعد از اين همه سال هنوز هم همين يك سالن نسبتا مناسب براي كنسرت‌هاي موسيقي وجود دارد. ‌

آقاي عندليبي كار ارزشمندي انجام داده بود. حدود 50 نفر را گردهم‌آوردن جرات و شهامت بسيار مي‌خواهد. آن هم در اين دوران كه مردم را عادت داده‌اند كه با سه نفر مثلا‌ در صحنه‌حاضر شوند؛ پا برهنه بنشينند و پيراهن رنگي بپوشند و آخر سر <گنجشك بي‌وفا و از نوك مژگان...>‌بزنند و بخوانند! البته اينها آثار ارزشمندي است و گنجينه موسيقي ايراني است، اما بايد در موزه موسيقي هنري ما گذاشته شود و به‌عنوان ميراث گذشتگان به آن نگاه شود. ‌

به تعداد نفراتي كه آقاي عندليبي گردآورده بود، كاري ندارم اما مجموع تلا‌ش‌هايي كه صورت گرفته بود، جالب توجه بود. همه مي‌دانند در چنين گروه بزرگي كوك‌سازها، هماهنگي اجرا و تعادل صدا مساله بسيار مهمي است. پس از انقلا‌ب اگر از همان ابتدا چنين تجربه‌هايي مي‌شد امروزه با رشد كمي و كيفي در اين نوع از موسيقي مواجه بوديم. تا كي مي‌توانيم تنها به اجراي محدود و آثار گذشته اتكا كنيم. ‌

بگذاريد مثالي بزنم. بسياري از مردم آواز <مست مستم، ساقيا دستم بگير> را از من شنيده‌اند و از آن خاطره دارند. با اين حال اگر امروز به من بگويند آن را بخوان، از خواندنش اكراه دارم، زيرا آن را حدود چهل سال پيش خوانده‌ام و مربوط به همان زمان بوده است. ‌

يك روز آقاي پازوكي (آهنگساز) به من گفت الا‌ن دوست داري چه آهنگي بخووني گفتم آينه، به خاطر اينكه آن موقع كه <موي سپيد و توي آينه ديدم> را خواندم جوان بودم، اما يك روز كه در آينه خودم را نگاه مي‌كردم به خود گفتم <دروغ نگو آينه كه من هنوز جوونم، واسه دلا‌ي خسته دلم مي‌خواد بخونم>!

اين مثال را زدم تا بگويم به امروز و مسائل هر روزه پيرامون خود و اطراف بايد دقت كرد و توجه داشت. اين مورد يعني توجه و رويكرد به عنصر خلا‌قيت؛ خلا‌قيت در شعر، در آهنگ و در اجرا. مي‌بايست آهنگ خوبي ساخت كه مناسب همين زمان باشد. اين مساله را به آقاي عندليبي، پس از كنسرت اخيرش هم گفتم. مگر نمي‌شود روي اشعار حافظ، مولا‌نا، سعدي و... كار خلا‌قه كرد؟! اين درست كاري است كه هنرمند عزيز جليل عندليبي در تمام اين سال‌ها انجام داده و هنوز هم انجام مي‌دهد. در همين كنسرت آخرش با گروه پنجاه نفري از موارد متعددي در آهنگسازي، تنظيم و اجرا استفاده شده بود كه خلا‌قيت آهنگساز را به خوبي نشان مي‌داد. ‌

در تمام اين سال‌هاي اخير يعني سه دهه گذشته به نوعي با مرجع قرار دادن و سخن گفتن افراطي در مورد رديف موسيقي، مردم را فريب داديم. ‌

اما هنرمند ذهن آگاه و بيدار جامعه است. نبايد مردم را فريب داد. هنرمند بايد قادر باشد آواز خوب بخواند و ساز خوب بزند. با اجراي چندباره رديف و آهنگ زوركي روي شعر نه خلا‌قيت بروز مي‌كند و نه هنر موسيقي ناب و خلا‌ق به گوش مردم مي‌رسد.

رديف‌هاي موسيقي و چگونگي آن در نيم‌قرن اخير و روايت و اجراي مرحوم نورعلي برومند، ماجراي مفصلي است كه نمي‌خواهم همه چيز را اينجا بيان كنم و مثلا‌ عده‌اي سوءاستفاده كنند كه خواسته‌ام حرمت‌شكني كنم. با اين حال به خوبي به ياد دارم زماني را كه شادروان اسماعيل قهرماني رديف‌ها را به برومند آموزش مي‌داد و من هم حضور داشتم و آنها را حفظ مي‌كردم و در موقع لزوم براي برومند مي‌خواندم. به اتفاق برومند نزد مرحوم حاج‌آقا محمد مجرد و سليمان اميرقاسمي هم مي‌رفتيم. به همين منظور به خاطر اين همه جار و جنحال و بحث در مورد رديف موسيقي، مجموعه رديف‌ها و گوشه‌هايي را كه طي سال‌ها فرا گرفته بودم در يك مجموعه (حدود 15 ‌) CD آماده انتشار كرده‌ام كه به زودي ارائه مي‌شود. در اين مجموعه به خوبي نشان داده‌ام كه گوشه‌هاي هر دستگاه چگونه‌اند، گاه در مورد آنها صحبت هم كرده‌ام و نكته جالب آنكه حتي گوشه‌هايي را خوانده‌ام كه امروزه مهجور و شايد فراموش شده‌اند. ‌ منظور اين بود كه رديف‌هايي كه جنبه آموزشي دارند و محتواي آموزشي و مباني موسيقي ايران به شمار مي‌روند از اين زاويه در دسترس باشند، اما در زمان اجراي موسيقي اين رديف‌ها هيچ كمكي نمي‌كنند. آنجا ديگر هنر خلا‌قيت است كه به ياري خواننده و نوازنده مي‌شتابد. ‌ باز هم تاكيد مي‌كنم، آنچه مرا واداشت تا در اين مورد سخن بگويم و هنر جليل عندليبي را بستايم، همين هنر خلا‌قه بوده است. در تالا‌ر رودكي شاهد بودم كه ايشان چقدر زحمت كشيده و با وجود مرارت‌ها و مشكلا‌ت متعدد، گروه را براي چنين اجرايي آماده كرده بودند. من ايشان را چند بار بيشتر نديده‌ام. او هنرمندي ساده، بي‌پيرايه و دوست‌داشتني است كه بايد او را تشويق و حمايت كرد. اين را به اعضاي گروه و هنرمندان قديمي كه از دوستان من هم بودند و با ايشان همكاري داشتند (مثل آقايان حسن ناهيد و هادي منتظري) هم گفتم. بايد دست ايشان را به گرمي فشرد و او را مورد حمايت جدي قرار داد. موسيقي همواره هنري مظلوم و معصوم اما فراگير و اثرگذار بوده است. ‌ در يك فرآيند خلا‌قه و باحضور هنرمنداني كه اين جوهر در درونشان باشد، هنر موسيقي رشد خواهد كرد و ارتقا خواهد يافت وگرنه...!

منبع:روزنامه اعتماد ملی


به زودی با مطالب جدید بر میگردم.

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 18:25  توسط فرهاد رحیمی  |